تبلیغات
خوش آمدید - زندگی جیست؟

زندگی جیست؟

نوشته شده توسط:علی اضغر سالاری
سه شنبه 29 تیر 1389-06:00 ب.ظ

نمیدانم زندگی چیست؟؟ اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام۰ اگر زندگی خروش جویبار است سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی جوشیده ام اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم

یه دختر كوری تو این دنیای نامرد زندگی میكرد .این دختره یه دوست پسری داشت كه عاشقه اون بود.دختره همیشه می گفت اگه من چشمامو داشتم و بینا بودم همیشه با اون می موندم یه روز یكی پیدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتی كه دختره بینا شد دید كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من دیگه تو رو نمی خوام برو. پسره با ناراحتی رفت و یه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشمای من باش

هرگاه شعله می گیری از بیرون تا درونم ازمی دانم تا نمی دانم هایم را زیر و زبر می کنی عجیب تر آنکه هرگزدرمن غروب نکرده ای چه شامگاهان، چه روزهای ابری در من باریده ای بیش از آنچه آسمان بر زمین در من ریشه داری از چشم تا دل خورشید را می دانم که آتش است تو را نه او هر روز غروب می کند وتو هر لحظه در من می زایی هزار خورشید بی غروب را هزار بار لذت اولین بار عاشق شدن را در تو چیزی هست که نمی دانم

چی بگم باز بگم دوست دارم باز بگم دیوونتم عاشقتم چی بگم ازعشق همیشه ماندگار بگم یا ازآرزوهای محال عشقی که من به تو دارم همیشه موندگاره اما رسیدن به تو آرزوی محاله تو بمون با دل خوشیهات من میمونم با دلواپسیهام ... تو بمون با عشقه همیشه موندگار من میمونم با آرزوهای محال




:درباره وبلاگ


:آرشیو


:پیوندها


:پیوندهای روزانه


:نویسندگان


:نظرسنجی






The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox