تبلیغات
خوش آمدید - شعرهای گوگوش نازنین.

شعرهای گوگوش نازنین.

نوشته شده توسط:علی اضغر سالاری
چهارشنبه 21 بهمن 1388-01:11 ب.ظ

مرداب

میون یه دشت لخت زیر خورشید کویر
مونده یک مرداب پیر توی دست خاک اسیر
منم اون مرداب پیر از همه دنیا جدام
داغ خورشید به تنم زنجیر زمین به پام

من همونم که یه روز می خواستم دریا بشم
می خواستم بزرگترین دریای دنیا بشم
آرزو داشتم برم تا به دریا برسم
شبو آتیش بزنم تا به فردا برسم

اولش چشمه بودم زیر آسمون پیر
اما از بخت سیام راهم افتاد به کویر
چشم من به اونجا بود پشت اون کوه بلند
اما دست سرنوشت سر رام یه چاله کند

توی چاله افتادم خاک منو زندونی کرد
آسمونم نبارید اونم سرگردونی کرد
حالا یه مرداب شدم یه اسیر نیمه جون
یه طرف میرم تو خاک یه طرف به آسمون

خورشید از اون بالاها زمینم از این پایین
هی بخارم می کنن زندگیم شده همین
با چشام مردنمو دارم اینجا می بینم
سرنوشتم همینه من اسیر زمینم

هیچی باقی نیست ازم لحظه های آخره
خاک تشنه همینم داره همراش می بره
خشک میشم تموم میشم فردا که خورشید میاد
شن جامو پر می کنه که میاره دست باد

                                            ادامه مطلب براتون دارم دوستان من......

 

کمکم کن کمکم کن

نزار اینجا بمونم تا بپوسم

کمکم کن کمکم کن

نزار اینجا لب مرگ رو ببوسم

کمکم کن کمکم کن

عشق نفرینی بی پروایی می خواد

ماهی چشمه کهنه هوای تازه دریایی می خواد

دل من دریاییه چشمه زندونه برام

چکه چکه های آب مرثیه خونه برام

تو رگام به جای خون شعر سرخ رفتنه

کمکم کن که دیگه وقت راهی شدنه

عاشقم مثل مسافر عاشقم

عاشق رسیدن به انتهام

عاشق بوی غریبانه کوچ

تو سپیده غریب جاده هام

من پر از وسوسه های رفتنم

رفتن و رسیدن و تازه شدن

توی یک سپیده طوسی سرد

مسخ یک عشق پر آوازه شدن

کمکم کن کمکم کن

نزار این گمشده از پا در بیاد

کمکم کن کمکم کن

خرمن رخوت من شعله می خواد

کمکم کن کمکم کن

من و تو باید به فردا برسیم

چشمه کوچیکه برامون ما باید بریم به دریا برسیم

دل ما دریاییه چشمه زندونمونه

چکه چکه های آب مرثیه خونمونه

تو رگ بودن ما شعر سرخ رفتنه

کمکم کن که دیگه وقت راهی شدنه

کمکم کن کمکم کن

کمکم کن کمکم کن

+ هیشکی مثل تو نبود،

صدای تو،بیداری ریشه،

آوار سبز برگه!

صدای تو،پر وسوسه

مثل شب خونی تگرگه!

صدای تو آهنگ شکستن،بغض یه دنیا حرفه!

تصویری از آواز صریح قندیل نور و برفه!

هیشکی مثل تو نبود،

هیشکی مثل تو منو باور نکرد

هیشکی با من مثل تو،

توی نقب شب من سفر نکرد

هیشکی مثل تو نبود

ساده مثل بوی پاک اطلسی

یا بلوغ یه صدا

میون دغدغه ی دلواپسی

تو غرورت مثل کوه،

مهربونیت مثل بارون، مثل آب

مثل یه جزیره،دور

مثل یه دریا،پر از وحشت خواب

هیشکی مثل تو نرفت

هیشکی مثل تونموند

شعرهای تنها ییمو

هیشکی مثل تو نخوند

همه حرفام مال تو

همه شعرهام مال تو

دنیای من شعر مه

همه دنیام مال تو

ترانه سرا:ایرج جنتی عطایی(به داریوش اقبالی)

خواننده:گوگوش  آهنگساز:بابک بیات  تنظیم کننده:واروژان 

+ پل

برای خواب معصومانه عشق

کمک کن بستری از گل بسازیم

برای کوچ شب هنگام وحشت

کمک کن با تن هم پل بسازیم

کمک کن سایه بونی از ترانه

برای خواب ابریشم بسازیم

کمک کن با کلام عاشقانه

برای زخم شب مرهم بسازیم

کسی به فکر مریم های پر پر

کسی به فکر کوچ کفترا نیست

به فکر عاشقای در به در باش

که غیر از ما کسی به فکر ما نیست

تورو می شناسم ای شبگرد عاشق

تو با اسم شب اشنایی

از اندوه تو و چشم تو پیداست

که از ایل تبار عاشقای

تو رو می شناسم سر در گریبون

غریبگی نکن با هق هق من

تن شکستتو بسپار به دست

نوازش های دست عاشق من

به دنبال کدوم حرف و کلامی

سکوتت گفتن تمام حرفهاس

تورو از تپش قلبت شناختم

تو قلبت.قلب عاشقای دنیاس

تو با تن پوشی از گلبرگ وبوسه

منو به جشن نور واینه بردی

چرا از سایه های شب بترسم

تو خورشید به دست من سپردی

کمک کن جادهای مه گرفته

من مسافر و از تو نگیره

کمک کن تا کبوتر های خسته

روی یخ بستگی شاخه نمی رن

کمک کن از مسافر های عاشق

سراغ مهربونی رو بگیریم

کمک کن تا برای هم بمونیم

کمک کن تا برای هم بمونیم

بزار قسمت کنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو دست های ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

ترانه سرا:ایرج جنتی عطایی(تقدیم شد به شهین همسر ترانه سرا)

خواننده: گوگوش                  اهنگساز وتنظیم کننده : واروژاین




:درباره وبلاگ


:آرشیو


:پیوندها


:پیوندهای روزانه


:نویسندگان


:نظرسنجی






The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox